سال نو ، مرغیزه شدن و باقی قضایا !

جمعه, ۳۰ اسفند ۱۳۸۷، ۰۱:۰۷ ق.ظ

هوالعزیز

۱. سال نو مبارک

اَللهُم صَل علی عَلی بنِ موسی الرضَّا اَلمُرتضی اَلامام التَقی النَقی وَحُجتِکَ علی مِن فوق الارض وَمَن تَحتَ الثَری، الصِدیقُ الشَّهید صَلاة کثیرَة ً تامَّة زاکِیَةً متوا صِلَة متواترة مُترادفة کَاَفضَلِ صَلَیت علی احدٍ مِن اَولیائکَ

۲. مرغیزه شدیم، به همین سادگی!

الحمد لله من اول الدنیا الی فنائها و من الآخرة الی بقائها، الحمد لله علی کل نعمة، استغفر الله من کل ذنب و اتوب الیه

 

پ.ن : دست و پای پدر و مادرم را می بوسم

یا علی مددی

۱۴۶

   شطحیات یک ذهن لِه !

شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۷، ۰۱:۲۸ ق.ظ

هوالعزیز

گفت:  آهای آقا، ایشون کی باشن که اینجوری تنگ شما نشسته‌اند؟
گفتم :
هی امرأتی
اتوکأ علیها
و أهشُّ بها علی غنمی
و لی فیها مآرب اخری !!!

یا علی مددی

   عجب !

شنبه, ۳ اسفند ۱۳۸۷، ۰۱:۴۶ ب.ظ

هوالعزیز

عجب اسبی ...

عجب اسبی ...

یا علی مددی

۱۶۹

   امید

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۸۷، ۰۸:۵۵ ق.ظ

هوالعزیز

۱. سالهاست که به ما قبولانده‌اند که نمی‌توانیم. سالهاست که اسم دانشگاه‌های ما را در رده‌های بعد از هزار لیست دانشگاه‌های معتبر چپانده‌اند.
سالهاست که چشمانمان را بسته‌اند و توی گوش‌هایمان مرتب می‌خوانند :
شما نمی‌توانید !

۲. این سال‌ها رهبرمان فریاد می‌زند که مردم را امیدوار کنید. بگویید چه کرده‌ایم. بگویید که می‌توانیم. و دشمن همچنان میخواهد که ما را ناامید کند. و افسوس که عده ای هستند که همصدا با دشمن و چه بسا بلندتر از آن امید را می کُشند.
اما این روزها افتخار میکنم به ایرانی بودن. و افتخار میکنم به دکتر احمدی نژاد که علیرغم همه‌ی بی تقوایی‌هایی که در قبال او صورت می‌گیرد همچنان مردانه ایستاده است و کار می‌کند. به او افتخار می‌کنم که حرف‌های رهبرمان را واقعا گوش کرد و همانطور که گفته بود دارد عمل می کند : ما می‌توانیم !

وقتی که کسی دور خدا می چرخد
ارابه ی علم و دین به جا می چرخد
ما دور امید روزها چرخیدیم
امروز امید دور ما می چرخد

یا علی مددی

   درمانده

جمعه, ۴ بهمن ۱۳۸۷، ۱۱:۴۳ ق.ظ

هوالعزیز

من فکر می‌کنم آن دنیا که بشود خدا هیچچی از آدم نمی‌پرسد. فقط می‌پرسد خب عزیز دلم. بگو ببینم چه کار کردی؟

بعد من انصافا چه بگویم؟

یا علی مددی

۱۳۶

   سرها بریده بینی

چهارشنبه, ۴ دی ۱۳۸۷، ۱۰:۲۸ ق.ظ

هوالعزیز

میان پرده :

صدها سر و دست و چشم و پایی دیگر
یک قتلگه خون و ندایی دیگر
پیچیده طنین درد "هل من ناصر"
در غزه، میان کربلایی دیگر !

پرده اول :

« سلام بر سرهای از بدن جدا شده »

طراح : مجید زارع
پ.ن: شور عشق ... محرم از راه می رسد ...

یا علی مددی

   و لکن الله رمی

شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۸۷، ۰۴:۰۲ ب.ظ

هوالعزیز

صحبتی با منتظرالزیدی قهرمان :

ای کاش که من جای شما می‌بودم
ویرانگر دشمن خدا می بودم
وقتی که ندا رسید " فاخلع نعلیک " ...
ای کاش که من هزارپا می‌بودم !

پ.ن : خیلی وقت ها باید کمک کرد. حتی با یک ۱۰ تومانی. با یک دعا . یا حتی ... با یک شعر پکیده !

یا علی مددی

   آنتی ویروس حافظ

يكشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۷، ۰۷:۵۰ ب.ظ

هوالعزیز

یک
بعضی از آنتی ویروس‌ها تنها کاری که بلد هستند این است که ویروس‌های سیستم‌تان را نشان‌تان بدهند و هیچ کاری هم نکنند. فی‌الواقع فقط داغ دل‌تان را تازه می‌کنند.
الغرض، این روزها به حافظ هم که تفال می‌زنم می‌آید :
مرا چشم‌یست خون‌افشان ز دست آن کمان ابرو ...
و یکی نیست بگوید زکی! هم‌شهری. این را که خودمان هم می‌دانستیم !

دو
دوباره عرفه رسیده است و هزاران فرسنگ با معرفتش فاصله دارم ... 
یعنی میشه یه روز برسه ما کسی باشیم که ...
...  به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو ...

یا علی مددی

۱۳۰

        دلتنگی 2

پنجشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۸۷، ۰۸:۵۳ ب.ظ

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم


یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟!


بیت : مرحوم سیدحسن‌حسینی

        پینوکیو

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۷، ۰۸:۵۵ ب.ظ

نه بسته‌ام به کس دل

‌نه بسته کس به من دل ...