مقدمه‌ ها

چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۲، ۰۷:۵۰ ق.ظ

یا رفیق

 

از دوران بچگی که انشای « می‌خواهید در آینده چه کاره شوید؟ » را به کمک پدر و مادرها می‌نویسیم داریم واقعا به آرزو‌های‌مان فکر می‌کنیم.

آرزوهایی که فقط در صورتی محقق می‌شوند که مقدمه‌های رسیدن به آنها را نیز فراهم کنیم.

بی‌‌خیال مقدمه‌ها که بشویم، وقتش می‌رسد و ما می‌مانیم و آرزویی که هم‌چنان آرزو باقی‌مانده است و البته حسرت.

آرزوی پیشرفت علمی بدون درس خواندن 

آرزوی نویسندگی بدون کتااااب خواندن

آرزوی ثروتمند شدن بدون تلاش و کوشش

آرزوی آدم شدن بدون عمل به آن چیزهایی که می‌دانیم !

و ...

و آرزوی کربلا رفتن بدون حسینی شدن ...

تا یه زائر میرسه از کربلا این گفتگومه ... منم آقا آرزومه ، منم آقا آرزومه ...
( بشنوید )

 

فل‌فل:

شده‌ایم کبوتری که یک بالش به درد پرواز نمی‌خورد.

شرمنده که یارت حسینی نبود ...

۵۰۰
   حسام دادجو
سلام .بعضی موقع ها باید دل به دریا زد ، هر چند جیگر میخواد که ما نداریم !
   سیدعلی علوی
چه جوریه؟ این پست با اون پست امید هماهنگ شده بود؟
کدومش زودتر بوده؟
اون جوابتو داده ظاهرا
:)))
   امید رجایی
لایک سنگین برای فل فل !!
   حنیف
سلام . آی گفتی . دو ساله توی کفه کربلام
   قاطی
ما نه از کودکی و نه تا الان هیچوقت آرزو نداشتیم بریم کربلا.

جیگر ما هم از کودکی نه دم داشت نه بال.


   فاطمه {گل دختر}
سلام وبتون قشنگه خوشحال میشم به وب ماهم یه سربزنین نظریادتون نرهااااااااا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">