حصار

سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۱، ۰۸:۱۶ ب.ظ

یارفیق

سلام

فکر می‎کردم خیلی کار فرهنگی بلدم. چون ده سال پیش سایت می‌چرخاندیم.
فکر می‌کردم چون ده سال است که هیئت می‌روم خیلی اسلام را می‌شناسم. 
فکر می‌کردم خیلی می‌دانم.
اما الآن
در شگفتی محض رسیده‌ام به اینجا که هیییییچ چیز نمی‌دانم.
صفر مطلقم !

و بیشتر از این در شگفتم که چطور حصاری برای خودم بافته بودم از چیزهایی که فکر می‌کردم می‌دانم.
از کجا باید شروع کرد، قصه‌ی عشق و دوبارهه......
***
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ؟

فل‌فل:
ببخش، یادم رفته بود برای چی زندگی می‌کنیم !
۴۹۲
   مسلم رفیعی
سلام
میبینم اثرات دنیای جدید در شما داره آثارشو نشون میده .
راستی در مورد سن و .... شک ندارید !
اگر شما الان به این نتیحه رسیدید پس وای بر ما که که از شما کمتریم حضرت استاد .
نفرمایید. شما حاجی هستید. قضیه حاجیا فرق میکنه استاد
   عطر نماز
تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم.


منم از تهران که اومده بودم شیراز فکر میکردم دیگه اخرشم.
وارد کار که شدم دیدم این کجا و ان کجا
   کفش
شاید همین نظر الان رو هم ده سال دیگه عوض کنید!
و شاید هم ده سال دیگر و حصاری از جنس دیگر!
خدا رحم کند
بلی . بلی.
پناه بر خدا
   مشکات128
سلام

همین خواستم بگم که سر زدم
   نوح
خیلی از ماها توهم بزرگ بودن و دانستن را داریم در حالی که واقعا هیچ چیز نمی دانیم . مهمتر از دانستن عمل به دانسته ه ا ست .خدا خود کمک کنه
(البته من از همون اول هم می دونستم شما چیزی نمی دونی):دی
   ترنم
نکته ظریفی رو بهش اشاه کردید واقعاً.
   ناشناس
طیب الله انفاسکم
   قطع و وصل
خوش به حال تان که رسیدید به این مرحله... خودش کلی جلو افتادنه که بفهمیم هیییییییییییییچ نمیدونیم
   سیدعلی علوی
انشالله همیشه همین حال رو داشته باشی!!!
   حنیف
سلام . خدا کمکت کنه . راه سختی انتخاب کردی ولی  ان مع العسر یسری . ضمنا ادرس وبلاگ قبلیم رو زدی .
   فریاد بی صدا!
خدایا ...
معمای مرا جواب می دهی آیا؟؟؟
من ،از تو ، بس دور .... 
تو، به من ، چه نزدیک....!![تشویش]
..
خدا رو شکر الان فهمیدید...
   MAMAD13
سلام

اول خودمون .
خودمون را که درست کنیم کافیه،چون وقتی خودمون را درست کنیم خود به خود روی دیگران و جامعه اثر می گذارد.
   حسام دادجو
سلام .
بزرگ که می شی ظرفیتت رو بهتر درک می کنی ،
امیدوارم هر روز بزرگتر بشی .
ما هستیم و یک کبد !‌
   امید ر
سلام . مخلصیم اراداتکم فیها ! 
   عارف‌حسین
به به
شما هم که
اومدی بلاگ.آی‌آر!
   یاسر
سلام کاکو
چرو وبلاگ به او قشنگی رِ عوضش کِردی؟

البته منم هیچی نمی دونما، ولی میخوام بودونم ای عوض کِردن قالب و اینا ربطی همی حصارو داره که میگی؟ یو ایکه یه خبر دیگیّه؟

ز جام باده عرشی حصار فرش ویران کن

پس آنگه گنج باقی بین در این ویرانه‌ای ساقی

   کبوتر حرم

سلام

قلم قشنگی دارید که میتونه گواه دل قشنگتون باشه.

   شیخ نمک
سلام.بنا به روایت شعوری منظوم و پی نوشتِ پدیده شگفتگی های منوره ،آن هم بطور محض(وبیشتر از این در شگفتم که چطور حصاری برای خودم بافته ام...)،عارضست که:
نبیسنده گرام:اخوی،اون حصیربافیه..حصار رو نمی بافند..می سازند.شما با افعال،پرابلم دارینا!

 تا کنی محکم حصار جسم، فرسود است جان

تا بتابی نخ برای پود، پوسیدست تار

در شعر ،عمق بفرمایید متوجه خواهید شد حصار و بافتن هر دو امری کاملن علی حده اند.

دری وریاتون مستدام

زت زیاد

علیک سلام. 
قصه ی ما حکایت کرم ابریشمه که حصارش رو میبافه . 
یه ضرب المثل چینی هست که میگه یه آخوند خوب هیشوقت نباس کم بیاره
دوام تون مستدام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">