سوریه

جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۳۲ ب.ظ

اینم انگیزه بعضیا واسه رفتن به سوریه و جهاد فی سبیل الله ! :


دو روز دیگه میخوایم بریم سوریه

گمون کنم جای خیلی دوریه


به مادرم گفتم میخام برم من

گفت سوریه دیگه کدوم گوریه؟


من نمیدونم چه گناهی کردم

که کار تو همیشه این جوریه


خواستم یه چیز بگم که بحث عوض شه

گفتم ننه چی توی اون قوریه؟


گفت بچه من خودم بزرگت کردم

به من کلک نزن که بدجوریه


یه چیز بهت میگم گوشاتو وا کن

نه توی کار نیار که مجبوریه


برات یه دختری دیدم پریشب

مثل یه تیکه ماه، مثل حوریه


فردا میخوایم بریم به خواستگاری

اگر نیایی باعث رنجوریه


فرداشبش رفتیم به خواستگاری

گفتن باباش آدم مشهوریه


نشسته بودیم توی هال که اومد

همون که مادرم میگفت حوریه


دیدم یه دختری شبیه ماهه

پایین دامنش چه تور توریه


چشاش شبیه چشم آهو: درشت

زنگ صداش شبیه سنتوریه


نگاهمون تا که به هم گره خورد

گفتم میخوام همینو هرجوریه


اما طرف بهم جواب رد داد

میگفت که این آدم منفوریه

***

دو روز دیگه داریم میریم سوریه

اونجا دیگه میگن پر از حوریه!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">