ماه ناتمام

سید عباس حقایقی / ذره

ماه ناتمام

سید عباس حقایقی / ذره

ماه ناتمام

یا رفیق
قال علی علیه السلام : «العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الّا ارتحل عنه»
علم، عمل را فرا می‌خواند؛ پس اگر آن را پاسخ گوید می ماند، وگرنه کوچ می‌کند و می‌رود
***
غریب آن‌که می‌دانیم دردمان عمل نکردن به دانسته‌هایمان است.
یک طلبه‌ی ساده هستم. همین.

بایگانی

حج نوشت

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۸۹، ۱۲:۱۱ ب.ظ

هوالعزیز

1. هواپیما ترس دارد. با هر تکانی ، صحنه ی نصف شدن پرواز اوشینیک 815 توی ذهنم مرور می شود و بعد به یاد مرگ می افتم و از همه گناهانم توبه میکنم و تلاش میکنم که با یاد خدا کم کم آرام بگیرم که ... تکان بعدی از راه می رسد ...

2. مدینه بهتر بود یا مکه ؟ کأنه به بچه بگویی مادرت را بیشتر دوست داری یا پدرت را ؟ مدینه مثل مادر است. ساده میگیرد. مکه مثل پدر. سخت !

3. روضةالنبی، باغیست از باغ‌های بهشت. حقیقتن !

4. خانه‌ی فاطمه الزهراء(س)، یارو زنگ زد به ایران و گفت : حاجی در خونه ی حضرت زهرام. یه دو خط روضه بخون برام که دارم دق میکنم

5. بقیع .... حااااج کتاب ببند، کتاب ببند حاج. دعا فقط. لا تضرع ... حااااج

6. مُحرم می شوم به احرام عمره ی مفرده ، قربه الی الله. لبیک اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک. ان الحمد و نعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک که این لبیک آخرش را مقلدین آقای مکارم به قصد ورود نگویند. اینها را روحانی کاروانمان از یک ماه قبل از سفر مرتب میگفت.

7. پایین را نگاه کنید ... اولین نگاه به کعبه سه حاجت را برآورده می کند ... شده انگار غول چراغ جادو ! نعوذبالله. همان یک حاجت هم بس است : خدایا هر چی حاجت تا آخر عمر داشتم روا بفرما ! خدا که بخیل نیست. هست؟

8. طواف میکنم دور خانه ی خدا. به بالا نگاه میکنم تا عظمت کعبه را حس کنم. به جایش اما ابراج البیت را می بینم که خیلی عظمت دارد. اما هنوز عظمتش به پای کعبه نمی رسد. عظمت کعبه به قلب آدم می نشیند.

9. ده روز در مکه. سخت گذشت. که اگر نبود لذت طواف کعبه و نگاه به کعبه و نماز در برابر کعبه قطعا هیچ کس یک لحظه مکه را تحمل نمیکرد.

10. حج را با دعای برای بازگشت دوباره تمام کردم و سوار طیاره شدم تا ببینم این بار با هر تکان ، قلبم از جا کنده می شود یا نه ...

یا علی مددی

  • سید عباس حقایقی

نظرات (۱۸)

سلام
قبول باشه ایشالا . خدا می دونه وقتی شنیدم بالاخره دارین مشرف میشین چقدر خوشحال شدم.
یادتونه صبح وصال چادرم سوخت!!!؟
حتما یادتون رفته چه قولی دادین!
سلام. زیارت قبول

خوش به سعادتتون . از وقتی برگشتین منتظر هدیه هاتون (نوشته هاتون از اونجا) بودم
ایشالا که ما رو هم دعا کرده باشین
خیلی عالی بود . ایشالا روزی هفت مرتبه‌تون باشه
بنام...
اینها را نوشته ای تا دق نکنی
وگرنه هر چقدر هم خودت را بزنی به آن راه باز هم نمی توانی با چند جمله از گردنت بازش کنی....
باید حقش را ادا کنی...

1- منظور از آن راه همان شاسکولی است
2- این تجربه رو از ما بپذیر که اگه الان ننویسی بعدا حسرتش رو می خوری .
خداوند وهابیت رو نابود و ریشه کن کنه به حق این بغضی که در ته نوشته هات دیدم ...
سلام
زیارت قبول باشه
تا یادم نرفته مطالب را بهتر و رساتر توضیح بدهید
وقتی قضیه هواپیما را داشتم می خوندم یه دفعه این جمله به ذهنم رسید ... ( خداوند حاج عباس را دوباره به برگردوند )
زیارت قبول...
به به!
خدا نصیب کنه
سلام حاج آقا .
زیارت قبول حاجی جان
دعامون که کردید انشاءاله !؟
خدامیدونه وقتی که اس ام اس زدی و گفتی داری میری حج چقدر خوشحال شدم که کل عباس ما داره میشه حاج عباس .
حالا هم خوشحال از اینم که سالم برگشتی . به قول خودت خونه ی خدا خوب بود ولی هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
زیارت قبول
سلام
زیارت قبول
التماس دعا
قبول باشه
قبول باشه انشاله
ادم بیکار زیاده شمو توجه نفرموین
قبول باشه و التماس دعا
پدرو مادر خوب اومدی . سخت و آسون . منم میخوام
سلام
قبول باشه انشاله.
ببخشید دیر ...
ارادت همچنان باقیست
سلام.

قبول باشه.

منم دفعه اول همینطوری فک میکردم در مورد مکه و مدینه.

اما دفعه دوم همش دوست داشتم برم مکه.مدینه غریب بود برام.دوست داشتم بپرم بغل خدا که پاک بشم.

انشاءالله دفعات بعدی برامون تعریف کنید.

التماس دعا.
یا علی.
منم مکههههههههه میخوام خوب !!!!!!!!!!!!
خوش به حالتون
ای خود سانسور فلون‌فلون شده!

نظرخصوصی گزاشتی ملت فُشت ندن؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">