ماه ناتمام

سید عباس حقایقی / ذره

ماه ناتمام

سید عباس حقایقی / ذره

ماه ناتمام

یا رفیق
قال علی علیه السلام : «العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الّا ارتحل عنه»
علم، عمل را فرا می‌خواند؛ پس اگر آن را پاسخ گوید می ماند، وگرنه کوچ می‌کند و می‌رود
***
غریب آن‌که می‌دانیم دردمان عمل نکردن به دانسته‌هایمان است.
یک طلبه‌ی ساده هستم. همین.

بایگانی

کمی 30 یا 30

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۸۸، ۰۹:۴۱ ق.ظ

هوالعزیز

هر هفته یکی بیانیه، یک نامه
ای خاک بر آن سر تو (بی عمامه) !
هشدار ، اگر علی بیافتد از پی
از ترس برون درآری از تن جامه !!!

***

آن قدر شهید دیدی ، آقا محسن
سی سال چه ها کشیدی، آقا محسن
حاشا به بصیرتت ، به صفین زمان
قرآن سر نی... ندیدی ، آقا محسن؟

***

گر گشت زمانه پر ز تشویش، برو
هرگز مخوری فریب سبزیش ، برو
دستور علی آمده این بار دگر
مالک تو نیا عقب، بزن ، پیش برو


یا علی مددی

  • سید عباس حقایقی

نظرات (۲۲)

  • نسل سومی
  • به به !
    به به !
    کمی 30 یا 30 یعنی چه ؟
    پاسخ:
    آخوند! تو هم؟ یعنی سیاسی
  • نسل سومی
  • اینم برای مخاطبان وبلاگ :
    تا حالا تو بحر این عکس سمت چپ صفحه ای رفتین ؟
    محسن کیه دیگه ؟
    فیلمای منو بیار .................
    پاسخ:
    تازه دو روز دادی دستما. بعدم خیلی مضحک بودن. مخصوصا فارگو. میشه گفت نسخه کپی این بروژ بود
    سلام
    ای ول
    سلام کبد . حال کردیم . خدا حالتو بگیره حال خودشو بهت بده !
    سلام .
    خیلی قشنگ بود .مخصوصا اخری .
    اون عسکه سمت چپی هم خیلی باحاله
    اب ول ردیف بود با اینکه یه کم چیز بود
    وقتی که قبل از متن، از حاشیه چپ لذت ببری!
    نقطه
    ماه ناتمام دارد صبر می کند که تمام شود....چقدر متناسبه با فتو بالاش
  • سفــــــا
  • هم عکس چپی! هم مطلب!
    جالب توجه‌اندددددد!
    شعرها خوب است(نقطه)
    آفرین(علامت تعجب)
    ای ول
  • رهروی خواب آلوده
  • خوب بود!
    مخملباف مخملی باف!؟
  • یاس سپید
  • آخری خیلی توپ بود

    عکس سمت چپی هم حرف نداشت
    این گردبادهای به غیرت درآمده
    تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند...
  • صادق کریمی
  • احسنت ! احسنت !
    آنقدر پیتزا درست کردی حمیده
    آنقدر فسنجون درست کردی حمیده
    یک بار شد 2 کیسه شیر نخری حمیده
    احسنت به توی یا حمیده
    ماشالله زنده باشی حمیده
    آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
    در آستانه ی پر نیلوفر
    که به آسمان بارانی می اندیشید
    و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
    در آستانه ی پر نیلوفر باران
    که پیرهنش دست خوش بادی شوخ بود
    و آنگاه بانوی پر غرور باران را
    در آستانه ی نیلوفر ها
    که از سفر دشوار آسمان باز میآمد

    ..........

    سلام
    امیدوارم که حالت خوب باشه !
    وبت رو خوندم ؛
    خوبه ! بهتر از این ها هم می تونه باشه ...
    به هر حال قشنگ می نویسی ! خوشم اومد واقعا

    من لینکت کردم
    منتظر حس گرمای حضورت و لمس ردپای عبورت هستم ...
  • سید اولاد پیغمبر
  • مرحبا!

    به روزم...
    سلام . . .
    این بجای درس خوندنته ؟
    هی نمیام نمیام درس دارمت همینه بیای اینجا اراجیف سر هم کنی ؟
    خجالت نمیکشی ؟
    رئال مادریدی . . .
    یا حق
  • مجتبی حیاتی
  • آقا شعر از کی بود؟خیلی حال کردم
    پاسخ:
    شعر از یک شاعر گمنام است که خواست نامش فاش نشود. ( از خودم یعنی )
    سلام ...

    آخ ... جانا سخن از زبان ما می گویی ... هـــــــــــــــــی ....

    به ما هم سر بزنین ، خوشحال می شیم ... فعلا همین ... التماس دعا
    khaili sheare tooppi bood
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">