برای پدر

چهارشنبه, ۴ آذر ۱۳۸۸، ۱۲:۰۸ ب.ظ

هوالعزیز
یادش به خیر بچه تر که بودم یک بار وقتی از سفر قم برمی‌گشتم برداشتم برای پدرم یک کتاب هدیه خریدم. کتاب، شرح حال آیت الله بهاءالدینی بود.
وقتی خواستم کتاب را هدیه بدهم با خودم گفتم همین طوری که نمی شود، باید اولش یک تعریضی چیزی بنویسم! . خلاصه اینکه صفحه اول کتاب را باز کردم و نوشتم :
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
بعدتر که برای رفیقی تعریف می کردم، محکم زد پشت سرم و گفت : ای خاک بر سرت. آدم برای پدرش همچین چیزی می نویسد؟

...

بقیه اش را توی سایت شخصی پدرم دنبال کنید. البته هنوز تکمیل نشده :

http://www.haghayeghi.ir/

۲۰۷
   مشکات128
سلام. مى شه لطف کنید واسه ما بى سوادها که فارسى بلد نیستیم شعر ه رو ترجمه کنید؟
   حسنک
بابا ایــــول!!
کلی کف کردیم !

   حمید
ایول به این سلیقه در انتخاب شعر
   کفش
ای سنگر ساز بی سنگر!
ای قدر دان پدر!
ای پسر خوب آن پدر
خوب که نیستی جای خواهر
ای چه بود که نوشتی برای پدر؟
نقطه
   نسل سومی
سلام علیکم
رویت شد
   زندگی
الآنه که تکمیل تر شده کلی بهتره...



تبریک بابت عید..که بیشتر عید شماست حضرت آقا...

و کلی التماس دعا...



یاعلی/.
   زقوم
سلام
سلام زقوم...
چطوری؟
چکار میکنی؟
کجایی؟
وب پردت هم مثل بقیه کارات خوشکله...
من هم امشب که زیر بارون بودم طاقتم طاق شد...
زیرباران رو آپدیت کردم
...
   سمره
سلام عزیز
چرا نصف اش رو کتابی و نصفش رو عامیانه نوشتی؟
   مریم
تو توی ماه عکس چه کسی را می بینی ؟
بیا و بگو ....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">