گزاره‌های ناپیوسته برای پیوند دل‌ها

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۵۲ ب.ظ

یا مؤلف بین القلوب


خیلی حرف‌ها هست که مشخص است اهمیت‌شان زیاد است. گفتنی‌هایی هست که هزاران بار تکرار شده‌اند و می‌شوند. دانستنی‌هایی هست که همه‌گان می‌دانند. اما در عین حال این‌قدر به راحتی فراموش می‌شوند که باز نیاز هست که گفته شوند.

ما به این‌طور حرف‌ها می‌گوییم : «حرف‌های کلیشه‌ای». گفتن این حرف‌ها همیشه جزء سخت‌ترین کارهاست!

 ‌ 

***

چند گزاره‌ی ناپیوسته درباره‌ی یک موضوع کلیشه‌ای :


1." ... این حسین‌آقا مرد با خدایی بود. یک روز مرا روی زانوی خود نشاند و گفت: «الکسیس ... خدای مهربان کسی است که نه در هفت طبقه‌ی آسمان می‌گنجد و نه در هفت طبقه‌ی زمین، ولی در دل آدمی‌زاد می‌گنجد. پس زنهار، الکسیس، که هیچ وقت دل کسی را نشکنی! » " 
زوربای یونانی - ص 394


2. به نتایج تیم ملی والیبال که نگاه می‌کنم می‌گویم چه‌قدر این بچه‌ها خوب بازی می‌کنند. چه سرویس‌های خوبی. چه دفاع و حمله‌ی به‌جایی. اما چه چیزی این‌ها را تا این حد خوب با هم جفت و جور کرده است؟ بلاشک نمی‌شود نقش حرفه‌ای‌گری‌های ولاسکو را نادیده گرفت. اما این تیم، یک چیزی فراتر از بقیه دارد: هم‌دلی و به دور از حاشیه بودن.

همیشه تفرقه و انشقاق دل‌ها، بهترین تیم‌ها را هم زمین می‌زند.


3. «انّما المؤمنون اخوه». آیه‌ی 10 سوره‌ی حجرات است. می‌شود به تفسیر مراجعه کرد و چیزهای عجیبی خواند!

آن وقتی که داریم توی چشم رفیق‌مان نگاه می‌کنیم و به نیش و کنایه، عمل‌کردهای سیاسی‌اش را به او سیخ می‌زنیم می‌شود از خودمان بپرسیم که واقعا «براستی‌که مومنان با هم برادرند؟»

می‌شود نگاهی هم حتی به حدیث پیامبر (ص) انداخت که 30 حق برای برادری آورده‌اند. حقوقی مثل : لغزش‌های او را ببخشد، در ناراحتی‌ها نسبت به او مهربان باشد،  اشتباهات او را جبران کند، عذر او را بپذیرد، در برابر بدگویان از او دفاع کند، همواره خیر خواه او باشد، دوستی او را پاسداری کند، پیمان او را رعایت کند ...

بعد نگاهی به خودمان بیاندازیم و ببینیم که چه‌قدر این حقوق را رعایت میکنیم


4. « ... البته وحدت، مسئله‌ی اصلی است.... و باید همه تلاش کنیم ... که ان‌شاءاللَّه دلها به هم نزدیک شود؛ نه فقط زبانها ... »

برادران و دوستان ولایی من . این جستار سایت معظم‌له را ببینید. قول می‌دهم خسته بشوید از این‌همه تاکید و تکرار ...


5. باه! بنازم. خدا هم حرف‌های کلیشه‌ای می‌زند : «و لا تکونوا کالذین تفرقّوا واختلفو ...». « و مانند کسانی نشوید که پراکنده شدند و اختلاف ورزیدند» (آل عمران: 105)


6. چرا حرفم را طوری به دوست و برادرم می‌زنم که ناراحت و خشم‌گین شود؟ چرا با نیش و کنایه؟ چرا با سرزنش و تحقیر؟ احتمالا حرف‌های کلیشه‌ای ائمه را هم نشنیده‌ام. مثلا این یکی چه‌قدر کلیشه‌ای است: امام علی علیه السلام : به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست!


7. پیامبر (ص) : دو مسلمانی که سه روز با هم قهر کنند و آشتی ننمایند، هر دو از اسلام بیرون می‏روند و میان آنان هیچ پیوند دینی نیست و هر کدام از آنها پیش از دیگری با برادرش حرف بزند، در روز قیامت زودتر به بهشت می‏رود.


8. عجب کارخانه‌ی کشک‌سازی مشتی زده‌ایم! من ربع ساعت فقط سرچ کردم. بالای 100 تا فیش تحقیقاتی اعم از آیه و حدیث و روایت و ... در مورد «اخوت و برادری» پیدا کردم و در حیرتم که چه طور همه‌ی این حرف‌ها به عمل که می‌رسد کشک می‌شود.


   پنهان
خیلی حرفاست و خیلی دیگر که فراموش می کنیم و یا فراموشش کنیم  بهتر است  .
تشکر از جستار گاه به گاه و بدون خستگی شما .


   سیدعلی علوی
عجب مبتلا به شده وحدت و برادری این روزها
این درد مثل طاعونا
همه جا رفته

   ها؟
حرف های قشنگین...
بله. حرف خدا و پیغمبره. حرف من که نیست !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">