دویدم و دویدم ...

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۱، ۱۱:۰۵ ب.ظ

یارفیق

بچه بودم. نوزاد بودم فی الواقع. یکی دو تا دفتر مشق داشتم که خیلی مرتب و منظم توی آنها مشق های «من‌درآوردی» می‌نوشتم. یک مشت شکل نامفهوم و بی‌خود. بخاطر اینکه عاشق مدرسه رفتن بودم.

مدرسه رفتم. هر روز خواب می دیدم که امسال تمام شده و بزرگ تر شده ام. ابتدایی، راهنمایی ، دبیرستان ...

کنکور را اگر قبول بشوم چه می شود. قبول شدم. دانشگاه. چند سال هی بخوان و بخوان تا مدرک بدهند دستت.

آه باید سربازی بروم. رفتم. کارت پایان خدمت را پست‌چی آورد درب خانه.

نه نه اینها من را راضی نمی کنم.

باید بروم حوزه.

باید خیلی کتاب بخوانم

باید خیلی بدانم

باید خیلی بالا بروم

مدرک بالاتر. درآمد بالاتر. علم بالاتر. جایگاه اجتماعی بالاتر و ...

هر روز یک تز جدید. یک امیدواری جدید. یک آینده ی خیالی جدید. یک آرزوی تازه.

اینها کی قرار است تمام بشود؟ کی قرار است راضی بشوم و بگویم خب حاجی دیگر بس است. حالا برو سر وقت آن کار اصلی که هی توی قلبت هست که باید انجام بدهی و منتظری تا وقتش شود.

برای چی آمدی اصلا توی این دنیا؟

عبادت ؟ آمدی عبدالله بشوی؟

ول معطلی که بنده ی خدا !


فل‌فل:

یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما 

در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما 

صائب تبریزی

۴۰۵
   زائر بارانی
یا لطیف

فی الواقع همین است که گفتید...

عجب از دست این بشر دو پا، وقتی می فهمد که دیر شده است!!
   امید ر
انما الحیاة الدنیا لهو و لعب ....
انما الحیاة الدنیا عقیدة و الجهاد ...
   عبدالنفس یا عبدالله؟
به قول صاحبدلی دانستن مهم نیست، ایمان داشتن مهم است یا بهتر بگیم دانستن مهم است اما ایمان داشتن شرط کافی و لازم و از آن بالاتر و مهم تر است.
خوشا به حالتون که شما چند سال زودتر به این مهم رسیدین.
ما به جایی نرسیدیم که :دی
   عبدالنفس یا عبدالله؟
مهم اینه که در مسیر قرار دارین. اون عارف و سالک و صالحی هم که به جایی رسیده ، احساس می کنه به جایی نرسیده. درستش هم همینه؛ هر وقت احساس کردی به جایی رسیدی اون منیته. میشی عبدالنفس.
   طلبه یاشار

عجبا ....

   سیدعلی علوی
ها!!! واللو
اصن حرف منم همیه !
میگم ، حالو رفتیم کارشناسی ارشد و دکترا رم گرفتیم که چی ؟!!
خو همی حالا هم کار میکنیم دیگه !
:)))))
پاسخ قابل تاملی بود :دی
   دلنمک
وقتی با سنگ جلدتون کنند همه اینها تموم میشه.خیز بردارید از رو همه اینها.به همین سادگی،به همین خوشمزگی: بالابرِِ رشد

   قطع و وصل

د

ر

د

.

.

.

   سیدعلی علوی
خو ای دوبیتیاتو یه موضوع براش درس کن تو وبلاگتم بزن
میتونی اون تیک نمایش در صفحه ی اول رو برداری که تو صفحه ی اول نشونش نده
اینجوری مام از فیض خوندنش محروم نمیشیم
چ پیشنهاد خوبی. ممنون
   حسام دادجو
سلام . عروسک بودیم خیلی زمان ها ، بازیچه ی دست کودکی دیگر ! نه ما رها شدیم و نه او بزرگ ، این روزها هم که نمیخواهیم عروسک باشیم کنایه می زند بزرگ شدی اخوی ! نمیداند عروسک بزرگ نمی شود اما گم می شود .
   رهپوی وصال
سلام
بازم بدو پسرم تا به یه جایی برسی
خاک عالم
باز نشسته پشت سیستم
خب پاشو بود
رسیدی سر اون کوه بلند زنگ بزن تا بیام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">