شطحیات رمضانیه

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۸، ۰۱:۳۹ ق.ظ

بسم رب الرمضان

یک ) خودم یه پا اوستام

- داره دروغ میگه به جون خودت
- دروغم کجا بود. همش تقصیر این بود
- من ؟ بزنم شل و پلت کنم؟ مردکه‌ی نفهم. من کجا بودم اصلا؟
- بله تو. من که از این کارا نمیکنم. تو گفتی بکنم.
- ای بابا شما یه چیزی بهش بگو خب. راست راست داره دروغ میگه. اصلا شما اون موقع من رو گرفته بودی ، اونجا نبودم.
- بنده ی من! استثنائا این دفعه رو شیطون راست میگه. توی ماه رمضون من غل و زنجیرش کرده بودم. خودت کردی که لعنت بر خودت باد !

ای وای اگر دیر شود، دیر رَوم
با توشه ی عصیان و زمین‌گیر رَوم
شیطان که برای هر کسی زنجیری ...
ترسم که خودم بدون زنجیر روَم

***
دو ) هویجوری از سر تشنگی‎های هر روز

گویند مرتب که فلانی مُرده است
از شدت ضعف، روزه اش را خورده است
از بس که هوا گرم و خدا نامرد است
امسال عجیب روزه ما را بُرده است

* التمسدعی

   یاس سپید
سلام.قبول باشه

"قبل از سحر است "بابا ایول ...مردم از ساعت 1:40 شروع میکنم یه مناجات و عبادت های سحر

التماس دعا
   یاس سپید
این بالایی میکنن بود
   دریا
شاید از اون موقع مشغول خوردن میِشن
اعوذ بالله من نفسی
التماس دعا خیر
   ترنم
حالا کی اجبارتون کرده آپ کنین؟

به هر حال اگه در حال عبادتین التماس دعا
   نحل
سلام!
دو بیتی دومی با حال بود!
نماز و روزتون هم قبول!
التماس دعا
   botimar
سلام...
خوبه گاهی ما آدما خدمونو با شیطان بسنجیم تا بفهمیم چطوری می توانه از هزاران راه مارا به گناه بکشونه...
بسیار جالب بود...
این همه هم نخورید...
   B6pencil

یا خدا! "غیِر سوء حالنا بحُسن حالک"
   حباب

ساعت 1:39 قبل از سحرتونه؟!؟!
ممنون که لطف میکنید و پیام میذارید. ولی واقعا آدم یک جوریش میشه که شونصد خط مطلب بنویسه بعد همه کامنت هاش برای یک خط فرعی آخر باشه. قبول باشه
   یاس سپید
سلام.خدایی متن به این باحالی و قشنگی نوشتید بعد برای یک خط فرعی آخر میزد همه رو داغون میکرد

خوب کاری کردین پاکش کردین

به هر حال شوخی ما رو ببخشید
   سید محمد انجوی نژاد
سلام . ایول داداش . قبول باشه . سلام ! برسون
   یه مدیونه امام رضا
سلام
خوبی
؟
قبول باشه،
   حمید
سلام
متن بسیار زیبایی بود.خیلی باید تو این ماه حواسمون جمع باشه چون دیگه اون توجیه همیشگی رو نداریم
   محمد مهدوی اشرف
قراری گذاشته ام با خودم برای بلاغ!
پستی نوشته ام، با عنوان وبلاگهایی که می خوانم و این نوبت را اختصاص داده ام به محمدصالح مفتاح
http://pure-commander.persianblog.ir/post/144
   یا علی
چند تا سوال توی این وبلاگ مطرح شده.خواهشمندم جدایی از تعصبات به سوالات فکر کرده و جواب بدهید.
لطفا دیگران رو هم از این مطلب آگاه کنید.
   زندگی
نمی دونم چی بوده جریان اما من همینقدر ازش یادمه..

که":

یه بنده خدایی شیطان را می بینه با کلی طناب های کلفت و گنده ، می پرسه چیه..می گه که با اینا بنده های خدا را می کشم طرف گناه . معصیت...
اون بنده خدا می پرسه کدوم یکی از این طناب های کت و کلفت واسه منه؟
شیطان می خنده و می گه تو که طناب نمی خوای..سوت بزنم اومدی!!!!


یه هر حال : "معاذالله" البته فعلا "من نفسی"!

سلام!


التماس دعا.

یاعلی/.
   هد هد
شما صحبتای سید و تو احیای شب بیستو سوم احتمالا شنیدید ؟ تحلیلتون چیه ؟
بهش چه پیشنهادی داده باشن که این حرفا رو از تریبون شب قدر بزنه ؟
شما که طرفدارای پرو پا قرصشید و برای مطلومیت شهدا هم شعر گفتید چی می گید ؟
   کفش
خدا نامرد است ؟!!
خوب نامرد هست ولی ؟!!
نقطه
   1رفیق
سلام..
به به!
به به!
بَ بَ به به!
   حمید
سلام رفیق به ما هم سربزن
   rize
وولک مو رو میشناسی؟ نمیشناسی؟ کا مو پسر عاموتم دیگه!!!
بیا که زندگی از سر گرفتیم!
   rize
برو عامو! حسنم دیگه..!!!
   چتر
کلن خیلی باحالی . میخوامت
   سعید
سلام . . .
بروزم
کلا شاعر به دنیا اومدی (البته از نوع جفنگش"

یا حق
   چکاوک
سلام.

ابراز مطالعه.

التماس دعا،
یا علی.
   امید
سلام داش عبو ! هیدت مبارک دعایمان کنید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">